توجه : تمامی علائم (! ) به معنای خوانده می شود ، می باشد

**********************************************************************************

تنوين ، حروف والی و حروف مقطعه

تنوين : تنوين نون ساكنی است كه نوشته نمی شود ولی خوانده می شود.

انواع تنوين عبارتند از :

الف ) ـــًـــــ ! اَن       ب) ـــٍــــ !اِن      ج) ـٌـٌــ !اُن

مثال : 1) كتاباً !کتابَنْ 2) رجالٍ ! رجالِنْ 3) كتابٌ ! کتابُنْ

 

**********************************************************************************

2- حروف والی : حروفی هستند كه اگر هيچگونه حركتی( ـَــِــُــًـٍــٌـٌــ ) نداشته باشد

خوانده نمی شوند مثال : عَمِلوُ الصّالِحات كه« ال» در الصالحات حروف والی به شمار می آيند .

نكته : حروف والی همان حروف « و ، ا، ل، ی » می باشند .

*********************************************************************************

3- حروف مقطعه : 29 سوره از قرآن كريم با حروف مقطعه آغازمی شود اين حروف

رموزی هستند بين خدا و رسول او كه نحوه خواندن چند مورد از آنها به شرح زير می باشد .

 ۱-ق !قا ف - ۲-کهیعص !کاف ها یا عین صاد   ۳-المر!الف لام میم راء

 

طرق وقف برآخر كلمات

الف – وقف ابدال : تبديل حرف آخر كلمه به حرف ديگر . مثال

1- هنگام وقف بر (ﺓ و ــه )اینها به صورت « هاء ساكن » خوانده می شوند .

مانند : 1) راضيةً ! راضيه - 2) رَحْمَةُ ! رَحْمَه

وقف برتنوين نصب : تنوين نصب هنگام وقف به « الف » تبديل می شود .

مانند : 1) حساباً ! حسابا - 2) كتاباً ! كتابا

**********************************************************************************

ب - وقف اسكان : بمعنای ساكن نمودن است كه در بقيه ی موارد

 ( بجز موارد وقف ابدالِ) حرکات ( ــَـِــُـــٍــٌـٌــ ) تبديل به ساكن می شوند .

مانند: 1) مقاعِدَ ! مَقاعِدْ - 2) غَفُورٌ ! غَفورْ

***********************************************************************************

لهجه ی عربی

لهجه ي عربي:

در قرآن ــِـ را به صورت ای كوتاه وــُـ را به صورت او كوتاه می خوانيم .

مثال: 1) بِسْمْ !بیسْم 2) قُل! قُول

**********************************************************************************

منظور از پر حجم :

درپرحجم«‌‌‌‌‌آ» را به صورت«‌‌‌‌‌آ» و«ــَـ» را نيز به صورت «‌‌‌‌‌آ» كوتاه تلفظ می كنيم .

منظور از كم حجم :

در كم حجم«ــَـ» را به صورت «ــَـ» و«‌‌‌‌‌آ» را نيزبه صورت«ــَـ» بلند تلفظ می كنيم .

«‌‌‌‌‌آ»!«‌‌‌‌‌آ» «‌‌‌‌‌آ»! «ــَـ» بلند

در پر حجم در كم حجم

«ــَـ» ! «‌‌‌‌‌آ» کوتاه «ــَـ» !«ــَـ»

 

**********************************************************************************

احكام لفظ جلاله :

هر گاه قبل از کلمه ی لفظ جلالهَ « ــَـ يا ــُـ » بيايد كلمه ی لفظ جلاله تغليظ

می شود .

وهر گاه قبل از كلمه ی لفظ جلاله « ــِـ یا ای » بيايد كلمه ی لفظ جلاله ترقيق

می شود .

 

مانند : بِسْمِ اللهْ قُولْ هُوَ الله .

 

نكته : تغليظ يعني پر حجم و تر قيق يعني كم حجم گفتن .

**********************************************************************************

علائم وقف ( رموز سجاوندی )

(ط) (قلي ) (علامت وقف مطلق ) : هم می توانيم وقف كنيم و هم می توانيم وصل كنيم ولی بهتر است وقف كنيم .

(ج) ( صلي ) (علامت وقف جايز ): هم مي توانيم وصل كنيم و هم می توانيم وقف كنيم ولی بهتر است وصل كنيم .

 ( م) (علامت وقف لازم ): بايد وقف كنيم.

(لا) ( علامت عدم وقف ): نبايد وقف كنيم.

(. ْ.) ( علامت وقف معانقه ): اگر در يكی از اين علامت وقف كنيم در ديگری

 نمی توانيم وقف كنيم مثال آيه 2 سوره ی بقره .

 تلفظ ده حرف ويژه ی عربی

تلفظ ده حرف عر بی با فارسی تفاوت دارد که

در این قسمت به بررسی آن ده حرف می پردازیم.

(البته بعضی حروفات ،اضافه و بعضی به علت تکرار شدن

در مبحث حروف حلقی در این قسمت حذف شده است)

و: از غنچه شدن لبها کم حجم تلفظ می شود . مثال : وَدُودْ - خَوْفْ

ذ: از برخورد نوك زبان با پشت دندانهای جلويی بالا كم حجم تلفظ می شود مثال : وَالّذينَ

 ث: از برخورد نوك زبان با پشت دندانهای جلويی بالا و با دميدن هوا به بيرون كم حجم تلفظ

می شود . مثال ثَمُودْ – ثيابَهُمْ

ق :از برخورد لهات يا زبان كوچک با ريشه ی زبان پر حجم تلفظ می شود.

مثال : قالَ - اِسْحاقْ

 

ک: ازبرخورد لهات يا زبان كوچک با انتهای زبان كم حجم تلفظ می شود.

مثال : كِتابْ – عَليْكُمْ

ص : عينا مانند «سين » فارسی تلفظ می شود . با اين تفاوت كه« ص» پرحجم تلفظ می شود

 و بايد فضای دهان را پر از هوا كنيم . مثال : صَمَدْ – صادِقْ

ض : از برخورد كناره های زبان با دندانهای آسيااز هرطرف كه مقدورباشد پرحجم تلفظ

 می شود. مثال: أ رضْ - ضَرَبَ

 

ظ: از برخورد نوك زبان با مرز بين دندان ولثه پر حجم تلفظ می شود .

مثال : ظالِمينْ – ظَلَمَ

ط: از برخورد سر زبان با كام بالا و رها شدن ناگهاني آن پر حجم تلفظ مي شود.

مثال : طارقْ

غ: از نزديكترين قسمت حلق پر حجم تلفظ می شود. مثال : غَفُورْ

 

**********************************************************************************

قسمتهاي حلق عبارتند از:

الف ) اَدنَی الْحَـلـْقْ : ابتدای حلق ( خ، غ )

ب ) وَسَطُ الْحـَلـْقْ : وسط حلق (ح، ع)

ج ) اقْصَي الْحَلـْقْ : انتهای حلق (ء ،ه )

 

**********************************************************************************

حروف حلقی :

حروف حلقی عبارتند از (ء ، ه ، ح، خ، ع ، غ) وطرز تلفظ آنها به شرح زیر می باشد .

طرزتلفظ (خ، غ) :هر دواز نزديكترين قسمت حلق پرحجم تلفظ می شوند

با اين تفاوت كه (خ ) دارای صفت خروره است . مثال : خَلَقَ (خ) مثال : غَفورٌ

طرزتلفظ (ه) : مانند (ه) فارسی ، كم حجم تلفظ می شود وهوا به راحتی از شش ها بيرون

 می آيد و هرگز نبايدازوسط حلق تلفظ شود. مثال :هؤلاء

 

تلفظ (ء) : تارهای صوتی به يكديگر می چسبند و وقتی هوا آن ها را از هم جدا می كند

همزه توليد می شود که همزه دارای صفت نبره است . مثال : شتاء

نبره يعنی : تندی ، تيزی و قدرت

نكته : 1 )هر «الف» كه در اول كلمه بيايد همزه است مثال : اَلَذينَ

2) اگر همزه در آخر کلمه باشد صفت نبره درآن رعایت نمی شود .

تلفظ (ح،ع) : هر دو از وسط حلق و كم حجم تلفظ می شوند با اين تفاوت كه

(ح) با خشونت ولی ( ع ) با نرمی تلفظ می شود .

مثال : عَذابْ - يحْيي – رَحيم – عَليمْ

 

استعلاء :درلغت به معنی برتری جويی و در تجويد به معنای پرحجم خواندن است .

حروف استعلاء عبارتند از : «ص،ض،ط، ظ، ع،ق،خ،»

مراتب تفخيم حروف استعلاء از حداكثر به حداقل

1- حرف مستعيله پايه الف مدي ما نند: قــالَ

2- حرف مستعيله مـــــــفتــــوح ما نند: قَتــَلَ

3- حرف مستعيله مــــضـــمـوم ما نند: قـــٌل

4- حرف مستعيله ســــــــــــاكن ما نند: يَقّتٌل ْ

5- حرف مستعيله مــــــكســــور ما نند: قِتـالٍ

 

استفال : درلغت به معنای پستی و در تجويد به معنای كم حجم خواندن می باشد .

حروف استفال عبارتند از :

(( همه حروف به جزء حروف استعلاء و «لام » ، « را».

 

***************************************************************************

صفت قلقله

پنج حرف ( ق،ط،ب،ج،د ) که درکلمه ی قطب جد جمع میشوند دارای

صفت قلقله میباشند.

 

قلقله : به معنی جنبش حرف به صورت مختصر در حال سكون میباشد .

 

نكته : اگر اين حروف يعنی « قطب جد» سكون واقع شوند هنگام خواندن صدای آنها شنيده

نمی شود پس بايد به اندازه ی 4/1 حركت حرف قبلی رامی گیرند.

مثال:اَقْلام – اَطْرافْ – اَبْرار- اَدْبارْ

 

**************************************************************************

 

احكام نون ساكنه

احکام نون ساکن شامل« اظهار ، ادغام ، ابدال و اخفاء»میباشد .

 

1) اظهار : هر گاه نون ساكن يا تنوين به يكی از حروف حلقی یعنی

«غ – خ – ح – ع – ه – ء » برسد اظهار می شود يعنی آن را ساده می خوانيم .

مثال : مِن خَوْف – مِنْ حَميم

2) ادغام : هر گاه نون ساكن يا تنوين به یکی از حروف (يرملون) برسد ادغام می شود

يعنی نون را حذف و حرف بعدی را مشدد می خوانيم .

مثال : الف) مَنْ يشاء ! مَيّشاء ب) مِنْ وَرائِهمِْ ! مِوََََّرائِهِمْ

نكته الف: ادغام دريمون همراه با غنه است ولی در «لام و راء» بدون غنه می باشد .

نكته ب : در كلمات د نيا ، بنيان ،صنوان و قنوان ادغام رعايت نمی شود .

 

3) ابدال : هر گاه نون ساكن يا تنوين به حرف (( ب)) برسد ابدال می شود يعنی

نون ساكن حذف و به جای آن (( میم )) را می خوانيم .

نكته : ابدال همراه با غنه است و لبها بايد يک ورق كاغذازهم فاصله داشته باشند .

مثال: مِنْ بَعدْ ! مِمْ بَعدْ

 

4)اخفاء : هر گاه نون ساكن يا تنوين به حروف مابقی برسد اخفاء می شود يعنی

 همزمان با گفتن نون ساكن به طرف مخرج حرف بعدی حركت می كنيم ،

(اخفاء همراه با غنه است ).

مثال :مَن قال - مَنْ فلا

 

نكته : حروف مابقی عبارتند از : همه ی حروف به جزء حروف حلقی ، يرملون و «ب» .

 

**************************************************************************

 احكام ميم ساكنه

احکام میم ساکن شامل «ادغام ، اظهار واخفاء میباشد».

1) ادغام : هر گاه ميم ساكن به ميم متحرک برسد ادغام می شود ادغام همراه با غنه است .

مثا ل : هٌم مِنها ! همِّنها

 

2)اخفاء : هرگاه ميم ساكن به ((ب)) برسد اخفاء می شود كه همراه با غنه است و و لبها

بايد به اندازه يک ورق كاغذاز هم فاصله داشته باشند. مثا ل :مِمْ بَعْدْ

نکته :* اخفاء میم ساکن حالتی از ابدا ل میباشد .*

 

3) اظهار : ميم ساكن در بقيه ی موارداظهار می شود يعنی ساده خوانده میشود .

 مثال : لَمْ تَكٌنْ

 

***************************************************************************

غنه و موارد آن

 

غنه : صوتی است كه ازخيشوم خارج می شود ومقدارآن دو كشش يعنی به مقدار

دوالف می باشد.

موارد غنه

1- نون و ميم مشدد مثال: اِنَّ - مِـــــمــــّا

2- ادغام در ((يمون )) مثال : مَن يشاء ! میَّشاء

3- ابــــــــــدال مثال : منْ بَعد ! مِم بَعد

4- تمامي موارد اخفاء مثال : مَنْ قال َ - مَنْ ذَالّذی

5- ادغام ميم ساكنه مثال : هٌم ْ منها ! هٌمـِّـنها

 

*************************************************************************

 

مــــــــَـــــــدّ

براي توليد مد دو شرط لازم است : حرف مد {آ،او، ای } سبب مد {ء،ـــَـــْـــ }

انواع حركت مدها : { قصر : 2 حركت } { فوق قصر :3 حركت } { توسط :4 حركت }

{ فوق توسط :5 حركت } { طول :6 حركت }

انواع مد :

1) مد طبيعي : حروف بلند آ ، او ، ای ، مد طبيعی هستند و مقدار كشش آنها 2 حركت است .

2) مد لازم : هر گاه سبب مد ، سكون لازم يا تشديد باشد مد لازم به وجود می آيد و مقدار

 كشش آن6 حركت است . مثال وَلَا الضّالّينْ

توجه : دقت شود كه مد لازم با مد متصل اشتباه نشود .

نكته : تمامی حروف مقطعه 3 حرفی به غير از الف مد لازم دارند . مثال الم – ق

3) مد متصل : هر گاه حرف مد و سبب مد در يک كلمه باشد مد متصل به وجود می آيد و

مقدار كشش آن 4 الی 6 حركت است . مثال : يشاء

4) مد منفصل : هر گاه حرف مد و سبب مد در دو كلمه باشند مد منفصل به وجود می آيد

و مقدار كشش آن 3 الی 5 حركت است مثال : قالوإمنّا

5) مد تعظيم : برای احترام نام محمد رسول الله رعايت می شود و مقدار كشش آن

6حركت است .

نكته : اين مد فقط مخصوص قرائتهای مجلسی است .

**صفت لين : هر گاه در كلمه ای قبل از {واو} و {يای } ساكن فتحه بيايد صفت لين

{ نرمی خواندن } به وجود مي آيد .** مثال: قٌريش – خَوف

6) مد لين : هر گاه كلمه ای دارای صفت لين باشد و ما روی آن وقف كنيم مد لين به وجود

می آيد و مقدار كشش آن 2،4،6 حركت است مثال : خَوفْ

7) عارض از اشباع : هر گاه پس از اشباع يكی از سبب مدوجود داشته باشد آنجا مد

عارض از اشباع به وجود می آيد و مقدار كشش آن 3 الی 5 حركت است مثال : یَدْعُـونَهُ الا

نكته : مد منفصل و مد عارض از اشباع در واقع يك مد هستند .

8)عارض از وقف : هر گاه در آخر كلمه اي وقف كنيم سبب مد به وجود می آيد

كه گاهی مد به وجود می آيد و مقدار كشش آن 2و4و6حركت است . مثال : مؤمِنْون

نكته : مد لين و مد عارض از وقف در واقع يك مد هستند .

************************************************************************

حكام تفخيم ( پر حجم گفتن ) راء

 

1) راء مفــــتوح و مضمــــوم مثال : رَحْمـــــنٌ – رُحَمــــــاء

2) راء سـاكن ما قبل و مفــتوح و مضــموم . مثال : قٌــْرْآ نٌ – دُســٌرْ

3) راء ساكن ما قبل ساكن ما قبل مفتوح ومضموم . مثال :عَشْرْ– خٌسْرْ

4) راء ساكن ما قبل«الف » و« واو» مدی . مثال : نارْ– نور– غَـفٌور

5) راء ساكن ما قبل همزه ی وصل . مثال : اِرْتضی- رَبّ ارجعونی

6) راء ساكن ما بعد حرف استعلا . مثال : فِرقهٍ - قِرْطاسٍ– مِرْصـا داً

 

***************************************************************************

احكام ترقيق (كم حجم گفتن ) راء

1) راء مــکســـور . مثال : رِجـــالٌ – رِضاء - ارِنــــــا

2) راء ساكن ما قبل ، مكســــور. مثال : فِرعَوْنٌ - فِردُوسْ

3) راء ساكن ما قبل ساكن ما قبل مكسور. مثال : سِحْرْ - ذِکْرْ

4) راء ســـــاكن ما قبل ياء مــدی . مثال : کبــیــر – يَســيرْ

5) راء ساكن ما قبل يــاء ســـاكــن . مثال : خَيــْرْ – لاضَــيــْرْ

 

************************************************************************

نکته:

 اگرحرف «راء» هم شرط تفخیم وهم شرط ترقیق راداشته باشد به صورت زیرعمل میکنیم .

1) اگر قبل از «راء » ــِـ (شرط ترقیق ) وبعد از آن یکی از حروف استعلاء(شرط تفخیم )

بیاید صفت استعلاء بر آن غلبه کرده و حرف «راء» تفخیم میشود .

2 ) اگرقبل از راءِ ساکن ، یاءِ ساکن (شرط ترقیق ) وقبل ازآن ــَـ (شرط تفخیم بیاید )

حرف یاء بر صدای ــَـ غلبه کرده و حرف راء ترقیق میشود .

 

***********************************************************************

 

تعريف سكت : قطع صوت در حين قرائت ، بدون تجديد نفس در زمانی بسيار كوتاه و

 ادامه مجدد قرائت را سکت گویند .

 

موارد سكت در قرآن : 1- عِوَجاً – قيّماً ( سوره كهف ) 2- مَرقَــدِنا – هــذا ( سوره يــس )

3- كَلّا بَل– رانَ ( سوره مطففين) 4- وَقيلَ مَنْ – راقْ ( سوره قيامه )

 

***************************************************************************

باب همزه وصل

تعريف همزه وصل:همزه وصل همزه ای است بدون علامت و برسرکلماتی می آید که

 با سکون یا تشدید آغاز شوند.

نكته : گاهي بالای همزه وصل ، علامت {ص} می گذارند .

************************************************************************

نحوه ی تشخيص حركت همزه وصل

همزه ی وصل در آغاز هر سه نوع كلمه { حرف – اسم ـــ فعل } می آيد .

1) حرف : در صورت ابتدا ء به كلمه ای كه { الف لام تعريف } بر سر آن آمده است ،

 حركت همزه وصل هميشه { فتحه } می باشد مانند {تٌدْرِكَ الْقَمَرَ !اَ لْقَمَرْ }

2) اسم : همزه وصلی كه بر سر {اسم } بيايد ، در صورت ابتدا ء، مكسور خواهد بود .

در قرآن ، همزه وصل بر سر اسمهای ذيل آمده :

اِبْنْ– اِبْنَتَ – اِمرَء َ– اِمْرَاَتْ – اِسْمْ – اِثْنا – { اِثْنَی} - اثْنَتا { اِثْنَتَیْ }– اَثْنانْ { اِثنَيْنْ} – اِثْنَتَيْنْ .

3) فعل : در قرآن بجزموارد فوق ، بقيه كلماتی كه برسرآنها همزه وصل آمده است

{ فعل } هستند.

نحوه خواندن همزه وصل در افعال بدين ترتيب است كه:

الف ) اگر حرف سوم فعل { با احتساب همزه وصل } مفتوح يا مكسور باشد .

همزه وصل درآن صورت، ابتدا به { كسره } خوانده می شود . مثال : {فيما افْتَدَتْ ! اِفْتَدَتْ}

ب ) اگرحرف سوم فعل ، مضموم باشد ،همزه وصل آن نيز{ مضموم } خواهد بود.

مثال : 1- {رَبّنا اغْفِرلَنا!اِغْفِرْلَنا} 2- {رَبّ انْصٌرْني!اٌنْصٌرْني} 3- {لَقَدَ اسْتٌهْزِي!اٌسْتٌهزِيَ ‍‍‍‍‍‍‌‌‌}.

 

چند نكته :

1- در افعال {اِقْضُوا –اِبْنُو 0 اِمْشُوا – اِمْضُوا – اِئتُوا- اِهْدُوا‍}‍ همزه وصل در حالت

ابتداء به جای ضمه به كسره خوانده ميشودواصل آنها به صورت:

 اِقضيُوا - ابنیُوا – اِمشيُوا- اِمضیُوا –اِئَتيُوا و اِهْديُوا بوده است .

 

2- همزه ساكنه ، در كلمات : { اِئْتُوا- اِئتُونی – اِئْتِنا - اِئْتِ – ائذَنْ- إئتیا}

در ميان كلام به { همزه } ساكنه ، ولی درصورت ابتدا، به ياء مدی خوانده می شود

 بدین صورت { ايتُوا- ايتُوني – ايتِيا – ايتِ – ايذَنْ ‍‍‍‍‍‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍- ايتنا}

 

3- كلماتی نظير كلمات زير در قرآن كه افعال امر هستند در صورت ابتداء، با كسره شروع

می شوند : {تُمَّ ليَقْطَعْ! لِيَقْطَعْ } – { وَلْيُوفُوا ! ليُوفُوا } - { وَلْيَطَّوَّفُوا ! لِيَطَّوَّفُوا }

 

4- درعبارت اَصْحابُ لَئَيْكهِ در سوره ی شعراء و ص در صورت ابتداء ( اَلْئَيَكهِ )

خوانده می شود.

 

5- در كلمات :اَاَلْانَ – اَاَلذَّ كَرَنِ – اَاَلله كه همزه استفهام ،قبل از (( ال )) تعريف آمده است ،

كه به دو وجه زير عمل می شود :

الف ) همزه دوم تبديل به الف مدی می گردد و با اين ترتيب ، مد لازم ايجاد می شود

( آلانَ – آلّذ كَرَينِ – آللهُ ).

همزه دوم به تسهيل ( بين همزه و الف ) خوانده می شود بدین صورت که به جای

 تبدیل همزه وصل به الف مدی ،آن رابدون نبره تلفظ می کنیم .

مانند : اَ ــَـ لذّ کریْنِ اَ ــَـ لْا نَ اَ ـَــ للهُ

كلمات مزبور در قرآن به صورت زير نوشته شده .

آلذّكَرَيْنِ‌ - آلانَ – آللهُ اَذنَ لَكُمْ – اللهُ خيرٌ.

 

6- درکلمه اُوْتُمِنَ (بقره 283) همزه ساکنه در صورت ابتداء به «واو مدی» تبدیل وبه

 صورت اُوتُمِنَ خوانده میشود .

7- اگر «ال » تعریف بر سر همزه وصل بیاید،علاوه بر حذف همزه وصل ،

لام ساکنه «کسره » می گیرد. تنها مورد آن ، در کلمه ی «اَلْاسْمُ » (حجرات- 11)

 امده است وآن را چنین می خوانیم : بئسَ لِسْم ُ الْفُسُوقُ .

*************************************************************************

 استثنائات

الف ) در قرآن يك كلمه وجود دارد كه ــُـ كوتاه درآن رعايت نشده يعنی ( اُ ) در كلمه

اوُلهُما كه در آيه5 سوره اسراء آمده بيشتر از حد معمول خوانده می شود .

****************************************************************************

ب) ادغام های استثناء كه قواعد خاصی را دارا نيستند.

1- ادغام متماثلين ( دو حرف مثل هم ) :

 دو حرف مشابه بلا استثناء در هم ادغام می شوند مانند : قل لا – رَبِحَتْ تِجارَ تٌهٌم ْ- قَدْ دَخَلوا

 

2- ادغام متجانسين(دو حرف هم جنس ): دوحرف هم جنس در هم ادغام می شوند .

موارد ادغام متجانسين در قرآن عبارتند از :

2-الف (ت و د و ط) در يكديگر : 1- اَتْفَلَتْ دَعَوا ... 2- هَمَّت طائفةٌ

2- ب – باء ساكن در ميم : اِرْكبٌ مَعَنا كه در قرآن فقط همين مورد است و

 در سوره هود آمده كه به اظهار هم خوانده شده .

2-ج- (ث ذ ظ ) دو به دو با يكديگر : مانند 1- يَلْهَتْ ذالِكْ 2- اِذْ ظَلَموا 3- اِذْ ظَلَمتٌمْ

 

3- ادغام متقاربين ( دو حرف نزديك به هم ): ادغام متقاربين در موارد ذيل انجام مي شود :

3- الف - لام ساكن در راء : مانند قُلْ رَبّي – بَلْ رَبُّكُمْ

 ( به استثناء بل ران در سوره مطفين كه لام اظهار شده و سكت هم دارد .)

3- ب- قاف ساكن در حرف كاف :

 مانند اَلَم ْ نَحلُقكُم ( در قران فقط همين مورد وجود دارد )

 

****************************************************************************

ج- مواردی كه هاء ضمير اشباع نمی شود

1- هاء ضمير در كلمات اَرْجِهُ ( سوره اعراف وشعراء )، فَالْقِه ( سوره نمل ) به سكون آمده .

2- هاء ضميردريَرْضَهُ لَكُمْ ( سوره زمر) بلا اشباع خوانده می شود

زيرادر صل يرضاهُ لَكُم بوده .

3 - هاء ضمير در عبارت ( ويَخْلُدْ فيهَ ِمهاناً)( سوره فرقان ) به اشباع ( صِلَة) خوانده می شود .

*****************************************************************************

 

د- نحوه ي خواندن هفت كلمه ی قرآن درهنگام وقف و وصل :

در صورت وقف در صورت وصل در صورت وقف در صورت وصل

اَنا اَنَ قََواريرا قََواريرَ

لكنّا لكِنَّ الرَّسولا الرّسوُلَ

سَلاسِلا در هنگام وقف سَلاسِل خوانده می شود.

***************************************************************************

ذ- چند كلمه استثناي ديگر :

1- در مَجريها الف مدی پس از را ( اماله كبری) خوانده می شود طبعا( را ) نيز ترقيق

 می گردد .

اماله كبري : بدين معنا است كه الف مدی تا حد زيادی به سوی ياء مدی مايل شود .

 

2- كلمات الف – يَبصُطٌ ( بقره 245) ب – بَصْطله (اعراف 69) ج – الْمٌصَيْطِرون (طور 37)

 د – بِمصيطِر (غاشيه 22) را می توان هم با ((سين)) و هم با ((صاد)) خواند .

موارد ((الف و ب)) با ((سين ))و(( ج و د )) با ((صاد)) خوانده شده اند .

 

3- كلمه های ضَعْفٍ و ضَعفا ( روم 54 ) با ضمه (( ضاد )) خوانده شده ولی فتحه مقدم است .

 

4- در كهيعص و حم عسق مد هجاء (( عين )) به قصر ، توسط و طول نيز خوانده شده

ولی طول مقدم تر است .

 

5- كلمه لا تامَنّا ( يوسف 11) نون مشدد به اشمام خوانده شده است .

يعنی هنگام تلفظ آن لبها بايد حالت ضمه را نشان دهد چون در اصل (( لا تامَنٌنا )) بوده است .

 

*************************************************************************

موارد سجده هاي واجب قرآن :

1 - سوره علق آيه آخـــر . 2- سوره سجده آيه 15 . 3- سوره فُصّلت آيه 37 .

 4- سوره نجم آيه آخر .